زبان مدلسازي يكنواخت (UML) :
زبان مدلسازي يكنواخت يا، Unified Modeling Language (UML) يك زبان مدلسازي است كه براي تحليل وطراحي سيستمهاي شيگرا بكار ميرود. UML اولين بار توسط شركت Rational ارائه شد و پس از آن از طرف بسياري از شركتهاي كامپيوتري و مجامع صنعتي و نرمافزاري دنيا مورد حمايت قرار گرفت؛ به طوريكه تنها پس از يك سال، توسط گروه Object Management Group ، به عنوان زبان مدلسازي استاندارد پذيرفته شد. UML تواناييها و خصوصيات بارز فراواني دارد كه ميتواند به طور گستردهاي در توليد نرمافزار استفاده گردد. در ادامة اين مقاله ابتدا به تاريخچة UML و در ادامه به معرفي، ويژگيها و نمودارهاي آن پرداخته ميشود و در پايان، روند حركت به سمت UML و اهميت آن براي ايران، بررسي خواهد شد.
تاريخچة UML :
ديدگاه شيگرايي Object Oriented)) از اواسط دهه 1970 تا اواخر دهه 1980 در حال مطرح شدن بود. در اين دوران تلاشهاي زيادي براي ايجاد روشهاي تحليل و طراحي شيگرا صورت پذيرفت . در نتيجة اين تلاشها بود كه در طول 5 سال يعني 1989 تا 1994، تعداد متدولوژيهاي شيگرا از كمتر از 10 متدولوژي به بيش از 50 متدولوژي رسيد. تكثر متدولوژيها و زبانهاي شيگرايي و رقابت بين اينها به حدي بود كه اين دوران به عنوان "جنگ متدولوژيها" لقب گرفت. از جمله متدولوژيهاي پركاربرد آن زمان ميتوان از Booch، OOSE، OMT، Fusion، Coad-Yourdan، Shlayer-Mellor وغيره نام برد. فراواني و اشباع متدولوژيها و روشهاي شيگرايي و نيز نبودن يك زبان مدلسازي استاندارد، باعث مشكلات فراواني شده بود. از يك طرف كاربران از متدولوژيهاي موجود خسته شده بودند، زيرا مجبور بودند از ميان روشهاي مختلف شبيه به هم كه تفاوت كمي در قدرت و قابليت داشتند يكي را انتخاب كنند. بسياري از اين روشها، مفاهيم مشترك شيگرايي را در قالبهاي مختلف بيان ميكردند كه اين واگرايي و نبودن توافق ميان اين زبانها، كاربران تازهكار را از دنياي شيگرايي زده ميكرد و آنها را از اين حيطه دور ميساخت. عدم وجود يك زبان استاندارد، براي فروشندگان محصولات نرمافزاري نيز مشكلات زيادي ايجاد كرده بود. اولين تلاشهاي استانداردسازي از اكتبر 1994 آغاز شد، زماني كه آقاي Rumbaurgh صاحب متدولوژي OMT به آقاي Booch در شركت Rational پيوست و اين دو با تركيب متدولوژيهاي خود، اولين محصول تركيبي خود به نام "روش يكنواخت" را ارائه دادند. در سال 1995 بود كه با اضافه شدن آقاي Jacobson به اين دو، روش يكنواخت ارائه شده با روش OOSE نيز تركيب شد واين خود سبب ارائة UML نسخة 0.9 در سال 1996 گرديد. سپس اين محصول به شركتهاي مختلفي در سراسر جهان به صورت رايگان ارائه شد و استقبال شديد شركتها از اين محصول و تبليغات گسترده شركت Rational، سبب آن شد كه گروه OMG، نسخة 1.0 UML را به عنوان زبان مدلسازي استاندارد خود بپذيرد. تلاشهاي تكميلي UML استاندارد ادامه پيدا كرد و نسخة 1.1 آن در سال 1997 و نسخه 1.3 آن در سال 1999 ارائه گرديد.
UML چيست؟
UML يا زبان مدلسازي يكنواخت، زباني است براي مشخص كردن (Specify) ، مصورسازي (Visualize)، ساخت (Construction) و مستندسازي (Documenting) سيستمهاي نرمافزاري و غير نرمافزاري و نيز براي مدلسازي سيستمهاي تجاري. اما چرا مدل و مدلسازي؟
ايجاد يك مدل براي سيستمهاي نرمافزاري قبل از ساخت يا بازساخت آن، به اندازه داشتن نقشه براي ساختن يك ساختمان ضروري و حياتي است. بسياري از شاخههاي مهندسي، توصيف چگونگي محصولاتي كه بايد ساخته شوند را ترسيم ميكنند و همچنين دقت زيادي ميكنند كه محصولاتشان طبق اين مدلها و توصيفها ساخته شوند. مدلهاي خوب و دقيق در برقراري يك ارتباط كامل بين افراد پروژه، نقش زيادي ميتوانند داشته باشند. شايد علت مدل كردن سيستمهاي پيچيده اين باشد كه تمامي آن را نميتوان يكباره مجسم كرد، بنابراين براي فهم كامل سيستم و يافتن و نمايش ارتباط بين قسمتهاي مختلف آن، به مدلسازي ميپردازيم. UML زباني است براي مدلسازي يا ايجاد نقشه توليد نرمافزار.
به عبارت ديگر، يك زبان، با ارائه يك فرهنگ لغات ويك مجموعه قواعد، امكان ميدهد كه با تركيب كلمات اين فرهنگ لغات و ساختن جملات، با يكديگر ارتباط برقرار كنيم. يك زبان مدلسازي، زباني است كه فرهنگ لغات و قواعد آن بر نمايش فيزيكي و مفهومي آن سيستم متمركزند. براي سيستمهاي نرمافزاري نياز به يك زبان مدلسازي داريم كه بتواند ديدهاي مختلف معماري سيستم را در طول چرخة توليد آن، مدل كند.
فرهنگ واژگان و قواعد زباني مثل UML به شما ميگويند كه چگونه يك مدل را بسازيد و يا چگونه يك مدل را بخوانيد. اما به شما نميگويند كه در چه زماني، چه مدلي را ايجاد كنيد. يعني UML فقط يك زبان نمادگذاري (Notation) است نه يك متدولوژي. يك زبان نمادگذاري شامل نحوة ايجاد و نحوة خواندن يك مدل ميباشد، اما يك متدولوژي بيان ميكند كه چه محصولاتي بايد در چه زماني توليد شوند و چه كارهايي با چه ترتيبي توسط چه كساني، با چه هزينهاي، در چه مدتي و با چه ريسكي انجام شوند.
تعداد صفحات پروژه 41 صفحه است.