تاريخچه
در دهه 1950 و اوايل دهه 1960 مردم سعي كردند تا سيستم ارتباطي از طريق برخورد سيگنالها به بالونهاي فلزي ايجاد نمايند. متاسفانه سيگنالهاي دريافتي بسيار ضعيف بوده و كاربرد عملي نداشت. سپس نيروي دريايي آمريكا نوعي بالون ثابت را در آسمان يافت (ماه) و سيستمي عملياتي براي ارتباط دريا به ساحل را به كمك برخورد سيگنالها به آن ايجاد كرد.
استفاده از ماهوارهاولين بار توسط دانشمند انگليسي بنام اتورسي كلارك مطرح شد. ليكن با توجه بهمحدوديتهاي تكنولوژيكي اجراي اين ايده تا اوائل دهة 60 ميلادي به تعويق افتاد . پرتاب ماهواره موسو م به اكو در سال 1960 ميلادي و قرار گرفتن آن در مدار زمين راميتوان آغاز دوران ارتباطات ماهواره دانست. ماهوارههاي اوليه از مدارهاي باارتفاع كم استفاده ميكردند و سرعت چرخش اين ماهوارهها از سرعت چرخش زمين بيشتربود. در نتيجه امكان ارتباط ايستگاههاي زميني با ماهواره فقط در مدت كمي از روزحدود 100 دقيقه امكان داشت
اولين ماهواره مدار ثابت زمين موسوم به سينكام دوم در سال 1963 به فضا پرتاب شد. اين نوع ماهوارهها در ارتفاع حدود 40000 كيلومتري سطح زمين و با سرعتي برابر با سرعت زمين اين ماهوارهها حدود 30 متر و هزينه آنها بالغ بر 2 ميليون دلار بود . تفاوت بين ماهواره مصنوعي و حقيقي اين است كه ماهواره مصنوعي ميتواند سيگنالها را قبل از برگشت تقويت نمايد (تغيير از سيستم ساده به سيستم ارتباط قوي).
بعلت پيچيدگي و بزرگ بودن ايستگاههاي زميني ماهوارهها، استفاده از اين تكنولوژي در كاربردهاي خاص و با هزينه بالا امكان پذير ميبود. در اوائل دهة 80 ميلادي، با پيشرفت تكنولوژي و استفاده از باندهاي KU هزينه آنها كاهش يافت و قطر ايستگاههاي زميني نيز تا حدود 2 متر تقليل يافت.
ماهوارههاي ارتباطي خواص عجيبي داشتند كه براي بسياري از كاربردها جذاب بودند. ماهواره ارتباطي را ميتوان مانند تكرارگر مايكروويو در آسمان تصور كرد. حاوي چند ترانسپوندر است كه هر كدام از آنها به بخشي از طيف گوش ميدهد سيگنال ورودي را تقويت ميكند سپس آن را با فركانس ديگري پخش مينمايد تا با سيگنال ورودي تداخل نكند. پرتوهاي روبه پايين ميتواند گسترده باشد و سطح وسيعي از زمين را بپوشاند و يا باريك بوده و ناحيهاي به قطر صدها كيلومتر را پوشش دهد.
اولين توليد تجاري اين ايستگاههاي زميني ماهوارا توسط كمپاني تلكام جنرال ارائه گرديد. نام عمومي اين ايستگاهها، ايستگاه زميني كوچك يا VSAT ناميده شد.
شبكه VSAT به سه نوع ساختار اشتراكي، نقطه به نقطه و ستاره تقسيم ميشوند . ساختار ستاره بعنوان متداولترين استاندارد توسط اكثر سازندگان شبكة VSAT ارائه شده است و شامل ايستگاه مركزي HUB، ترانسپوندر ماهواره و تعدادي پايانه VSAT ميباشد. اين ساختار براي كاربردهاي دوطرفه با تعداد پايانه زياد استفاده ميگردد. همچنين استفاده از اين نوع شبكه با بيش از 100 پايانه در مقايسه با شبكه هاي زميني مقرون بصرفه ميباشد .
مقدمه
محيط بي سيم بصورت گزينه شبكه هاي قابل رشد ظهور پيدا كرده است . همچنانكه تكنولوژي رشد مي نمايد ، فرو شندگان محصولات بيشتري با قيمتهاي جاذب ارائه مي دهند كه در عوض تقاضا و فروش را افزايش خواهد داد .همچنانكه تقاضا افزايش مي يابد ، محيط بي سيم رشد و بهبود خواهد يافت اصطلاح محيط بي سيم گمراه كننده است زيرا دلالت بر شبكه اي مي نمايد كه كاملا بدون كابل است . در اكثر حالات ، اين درست نيست . اكثر شبكه هاي بي سيم واقعا شامل اجزا بي سيمي مي باشند كه با شبكهاي ارتباط دارند كه از كابلهايي در شبكه با اجزا مخلوط بنام دورگه استفاده مي كند
ايده شبكه هايبي سيم موضوع مهمي مي باشد زيرا اجزا بي سيم مي توانند
اتصالات موقتبه شبكه كابلي موجود ارائه دهند
در ارائهپشتيبان براي شبكه كابلي موجود كمك نمايند
درجه معيني ازقابليت حمل را ارائه دهند
شبكه ها راآنسوي محدوده هاي كابلهاي مسي يا حتي فيبر نوري گسترش دهند
مصارف بي سيم
مشكل در پياده سازي كابل عاملي است كه تقاضاي محيط هاي بي سيم را افزايش داده است. بي سيم مي تواند بويژه براي شبكه سازي هاي ذيل مفيد باشد
مناطق شلوغ مانند سالن هاي انتظار
افرادي مانند دكتر ها و پرستاران در بيمارستانها كه دائما در حركت مي باشند
ساختمانها و مناطق مجزا
دپارتمانهايي كه ويژگيهاي فيزيكي دائما در آنها تغيير مي كنند
ساختمانهايي از قبيل عمارات تاريخي كه كابل كشي در آنها مشكل مي باشد
انواع شبكه هاي بي سيم
شبكه هاي بي سيم مي توانند بر اساس تكنولوژي آنها به سه دسته تقسيم شوند
شبكه هاي محلي
شبكه هاي محلي گسترش يافته
كامپيوتر هاي سيار
هاي گسترش يافته بي سيم از فرستنده ها و گيرنده هاي LAN ها و LANتفاوت اصلي بين اين رسته ها تسهيلات انتقالي مي باشد ،MCI,AT&T متعلق به شركتي كه شبكه در آن كار مي نمايد استفاده مي كنند كامپيوتر هاي سيار از حاملهاي عمومي مانند : شركتهاي تلفن محلي و خدمات همگاني آنها براي ارسال و دريافت سيگنالها استفاده مي كنند
يك شبكه بي سيم نمونه به استثناي رسانه تقريبا شبيه شبكه كابلي بنظر مي رسد و عمل مي كند . كارت آداپتور شبكه بي سيم با فرستنده گيرنده در هر كامپيوتر نصب شده است و كاربران با شبكه مثل اينكه آنها در كامپيوترهاي كابل كشي شده كار مي نمايند ، ارتباط برقرار مي كنند
فرستنده-گيرنده گاهي اوقات نقطه دسترسي ناميده مي شود سيگنالها را از كامپيوترهاي مجاور دريافت و سيگنالها را به آنها ارسال مي نمايد و بين كامپيوترهاي بيسيم و شبكه كابلي داده ها رابصورت رفت و برگشت عبور مي دهد
اين LAN هاي بيسيم از فرستنده گيرنده هاي ديواري براي ارتباط با شبكه سيم كشي شده استفاده مي كنند فرستنده گيرنده ها با دستگاه هاي قابل حمل شبكه ارتباط راديويي برقرار مي سازند. اين يك LAN بيسيم صحيح نمي باشد زيرا براي ارتباط با LANكابل كشي شده استاندارد از فرستنده گيرنده ديواري استفاده مي نمايند.
LANهاي بي سيم از چهار روش براي انتقال داده ها استفاده مي كنند .
1-مادون قرمز
تمام شبكه هاي بي سيم مادون قرمز با استفاده از پرتو نور مادون قرمز براي حمل داده ها بين دستگاهها عمل مي كنند . اين سيستم ها نياز به توليد سيگنالهاي خيلي قوي دارند زيرا سيگنالهاي انتقالي ضعيف براي روشن شدن از طريق منابعي از قبيل پنجره ها مستعد مي باشند .
اين روش مي تواند به دليل پهناي باند بالاي نور مادون قرمز سيگنالها را با سرعت بالا انتقال دهد. داده هاي شبكه مادون قرمز معمولا مي توانند با سرعت 10Mbpsانتشار يابند.
2-ليزر
تكنولوژي ليزر شبيه تكنولوژي مادون قرمز مي باشد كه در آن نياز به خط بدون مانع ديدن وجود دارد ، و هر شخص يا چيزي كه در مقابل پرتوي ليزر قرار گيرد ، موجب اختلال در انتقال مي شود .
3-راديويي باريك-نوار (تك فركانسي )(باند باريك يا باند با پهناي كم)
اين روش شبيه پخش از يك ايستگاه راديويي مي باشد براي كاربر گيرنده و فرستنده با يك فركانس خاص در نظر گرفته مي شود . اينكار نياز به خط بدون مانع ديد ندارد زيرا دامنه پخش مربع 5000 مي باشد . اما چون سيگنال فركانس بالا است ، نمي تواند از ديوارهاي فولادي عبور نمايد . اين روش نسبتا آهسته مي باشد و انتقال داده ها در دامنه Mbps8/4 صورت مي گيرد .
تعداد صفحات پروژه 23 صفحه می باشد.